تقویم و سررسید

سررسید با پلاک و لیزر

  • نویسنده: نسیم نیری
  •     
  • :تاریخ

سررسید با پلاک و لیزر

تقریبا تمامی افراد سررسید های با پلاک را دیده اند و این امر موجب شده است که طیف عظیمی از سفارشات معطوف به سررسید با پلاک و لیزر باشد. اگر می خواهید موفق باشید باید درک مناسبی از سررسید با پلاک و لیزر بدست آورید و شکل ظاهری آن را چه به صورت تصاویر و عکس های اینترنتی، متون نوشتاری و اطلاع دهنده و یا به صورت حضوری از طریق مشاهده مستقیم بررسی کنید.

طراحی سررسید با پلاک و لیزر

از گذشته های دور اندیشه ها و مفاهیمی که بیان، فهم و توصیف کلامی آن ها مشکل بوده است در قالب نظام هایی از علائم ارائه شده اند به طوری که اگر در حالت عادی برای توضیح یک مقوله، به کلمات زیادی نیاز باشد، می توان آن را تنها در یک تصویر که صورت نشانه یا نماد دارد به تصویر کشید. دیدگاه نمادین به سررسید با پلاک و لیزر گاه صورت منطقه ای پیدا می کنند و برخی دیگر وجهی بین المللی می یابند به هر حال فهم و ادراک سریع نماد ها خصوصا در جایگاه هدایت کننده بصری بسیار با اهمیت است.

سررسید با پلاک و لیزر

بازاریابی با سررسید با پلاک و لیزر

یکی از متخصصین بازاریابی در گذشته های دور، بازاریابی را این گونه تعریف کرد که کار بازاریابی این است که یکسری متریال را می گیرد و این ها را با هم مخلوط می کند و بر اساس آن چیزی ارائه می کند. این متخصص در توصیف مفهومش، کلمه ای را به کار برد به نام Ingredients یا ترکیبات. در واقع در این نظریه گفته شده که بازاریاب می آید در ابتدا بازار را می شناسد و یکسری ترکیبات هم دارد که مبتنی بر این بازار، این ترکیبات را میکس می کند. بر این اساس بازاریاب سررسید با پلاک و لیزر به عنوان یک میکسر شناخته شد. حالا اگر از این ترکیبات سوال می کردید، مواردی برشمرده می شد. بعد از ارائه ی این مفهوم بحث های مفصلی درگرفت که در انواع این ترکیبات، نام برده شده بود. در واقع اگر بخواهیم خیلی خیلی ساده این مفهوم را مطرح کنیم به این صورت خواهد بود که بازاریاب سررسید با پلاک و لیزر انگار یک آشپز است که در ابتدا از شما می پرسد چه غذایی را دوست دارید و از ذائقه ی شما کسب اطلاع می کند. به طور مثال می فهمد که شما قرمه سبزی کم نمک و کم روغن دوست دارید و بعد این که متوجه می شود که شما برای قرمه سبزی حاضرید چه مبلغی را پرداخت کنید. بدیهی است که اگر آشپز نداند که مشتری چه می خواهد، پس چه ترکیباتی را می خواهد با هم میکس کند تا به غذای دلخواه مشتری برسد؟ در گذشته هم چه در ایران و چه در جهان بازاریاب ها میکسر بودند، منتهی میکسرشان مبتنی بر نظرات شخصی بود و نه نظرات مشتری. نتیجه این که غذایی را جلوی ما می گذاشتند که از آن هزار تا ایراد می شد گرفت، آن هم به این خاطر که از قبل از ما نپرسیده بود که واقعا چه چیزی می خواهیم.